علی علیه السلام قرآن ناطق

و به راستی چه کسی جز علی(ع) و خاندان پاک پیامبرمی‌تواند، اعجاز هدایتگر کلام الهی را با سخن شیرین خویش جلوه‌گر سازد و بدین ترتیبچراغ پرفروغ قرآن رابر سر راه کاروان بشریت بیفروزد. به سوی قرآن دعوت کندو قرآن نیز بشر را به سوی او فرا خواند.
دعوت قرآن به علی(ع) و رابطهعلی(ع) با قرآن، علاوه بر آن که به صورت متواتر از پیامبر اکرم نقل شده است، درگنجینه های کلام الهی و نیز در تفسیر روشنگرامیرمؤمنان(ع) از آیات قرآن،به وضوح آمده است. محدثان و مورخان آورده‌اند که آن بزرگوار همواره می‌فرمود:
((
از من، هر آنچه از آیات الهی می‌خواهید بپرسید، چرا که می‌دانم در کجا وکی نازل شده است، در بلندی و یا پستی، در روز یا شب. ))*1
و نیز می‌فرمود:
((
تمام آیات الهی را بر رسول خدا می‌خواندم و پیامبر معانی آیات را به منتعلیم می‌‌داد. ))*2
علی‌ابن ابیطالب(ع) شخصیتی است که از کودکی تحت تعلیمو تربیت پیامبر بزرگ می‌شود و در هر مکانی یار و یاور پیامبر می‌شود تا جایی کهصدای نزول وحی برپیامبر را می‌شنود و به اراده خداوند متعال بر شان نزول،ناسخ، منسوخ، محکم، متشابه و دیگر علوم قرآنی عالم می‌شود. استقرار این علم الهی درسینه مقدساو به گونه‌ای است که خداوند در آیاتی وی را به آن معرفی و ستودهاست. در آنجا که می‌فرماید:
((
و یقول الذین کفروا لست مرسلا قل کفی باللهشهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب))*3
((
و کافران می‌گویند که توپیامبر نیستی، بگو خدا میان من و شما گواهی بسنده است و نیز آن که دانش کتاب ( قرآن ) نزد اوست. ))
بسیاری از مفسران از همان روزگاران نخست، امیر مؤمنان حضرتعلی(ع) را مصداق بارزی برای جمله (( من عنده علم الکتاب )) می‌شناختند و پیامبر نیزبه عنوانمعلم قرآن، که شان روشنگری و تبیین آیات مخصوص او بود، بر ایننکته تاکید ورزیده بود. گواه و شاهد بودن امیرمؤمنان، بر رسالت پیامبر مقامی ممتازبرای او استکه خداوند در این آیه ذکر کرده است و برتر از این شان الهیاوست که خدا در این آیه او و خودش را با هم ذکر کرده است و در مقام گواهی بر رسالتپیامبر جز علیاحدی را هم شان خود معرفی نکرده است.
آری،علی(ع) همچون خدای خود شاهد رسالت نبی اکرم است، که پروردگار بزرگ، او و خودش رابرای گواهی بر این رسالت کافی می‌داند.
و علی(ع) با قرآن است. چون تنهاشخصیتی است که بعد از پیامبر از دریای عمیق معانی آیات، گوهرهای معرفت بیرونمی‌آورد. او لؤلؤ و مرجان می‌آورد، خواهتیره‌دلان سیه‌روز آنها را باورداشته بپذیرند، خواه ایمان را در کنج خانه نشانده، لؤلؤ را وادار به صلح کنند ومرجان را با لب‌تشنه به شهادت برسانند. انگار که اینان
تفسیر آیات وستارگان آسمان قرآن نبودند. انگار که اینان همان آیات قرآن در میان مردم نبودند. ولی با این حال، علی(ع) از چشمه‌سار علم خویش، آب زلال معرفتجاری می‌کندتا تشنگان هدایت را با آن سیراب کند.
آری! علی(ع) با قرآن است. چونبزرگترین حامی و برجسته‌ترین مدافع قرآن است که از قداست، حرمت و عظمت آن پاسداریمی‌کند و در روشن ساختن حقایق آناز هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزد. او بیانمی‌دارد تا مردم پاره‌ کاغذهای بر روی نیزه را با آن اشتباه نگیرند. تا مردم بفهمندکه قرآن به خودی خود سخن نمی‌گوید تاهدایت کننده باشد، بلکه باید به سخندرآورده شود تا صراط مستقیم الهی را از دیگر راه ها ممتاز گرداند و خداوند نطق اورا در لسان ناطق علی(ع) قرار داده است.
علی(ع) از قرآن دفاع می‌کند تاهمچون تورات و انجیل تحریف نشده و در میان مردم، متروک واقع نشود.
علی(ع) با قرآن است چون قرآن به او هدایت می‌کند و او صراط مستقیم هدایت است. پس یکتاهدایتگر، به این شاهراه هدایت است و از این رو است که هیچ کسجز اونمی‌تواند برفراز منبر تاریخ با ندایی که تا قرنها پس از او طنین انداز است ندا سردهد که:
((
بدانید علم آینده و سخن از گذشته، درمان درد شما و راه ساماندادن کارتان درقرآن است . . که اگر از آن همه بپرسید شما را آگاه می‌کنم. ))*4
و این تجلی قرآن در اعصار و قرون مختلف، به بیان و روشنگری علی ابنابیطالب(ع) و فرزندان او از ائمه طاهرین است. این بارش رحمت قرآنی در طول تاریخ،فقطخاص مؤمنین بوده است که شب و روز به ولایت امیرمؤمنان و فرزندان معصومشپناه برده‌اند و نیز کسانی که حبل متین الهی را شناخته‌ و به آن چنگ زده‌اند. زیراقرآن فقط برای مؤمنین شفا و رحمت است و به ظالمین، یعنی آنها که ولایتعلی(ع) و خاندان پیامبر را انکار کرده اند، جز زیان چیز دیگری اضافه نمی‌کند و اینبیان راآنگونه شیوا مطرح می‌کند تا همه بدانند، که قرآن و علی(ع) دو شیئجدا نشدنی هستند. خداوند می‌فرماید:
((
و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمهللمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا )) *5
((
و از قرآن آن چه را کهمایه شفا و رحمت برای مؤمنین است نازل می‌کنیم و ستمکاران را جز خسران نمی‌افزاید. ))
در این میان، قرآن با علی(ع) است. با شخصیتی که هر برهه از تاریخزندگانی او، تفسیری از یک آیه در قرآن کریم است.
قرآن، در نجات انسانها ازتاریکی جهل و ظهور خورشید کمال و فضایل انسانی همراه علی(ع) است. قرآن مصور علی(ع)،در ترسیم فضایل او، نمودن ویژگیها وبرتریهای او و گستراندن عظمت‌ها ومقامات او است. ابن عباس در این زمینه می‌گوید: (( درباره هیچ کس به اندازه علی(ع) آیات الهی نازل نشده است. )) و در نقلدیگری از خود وی آمده است که: ((سیصدآیه از قرآن درباره حضرت علی(ع) نازل شده است. ))
بیان این آیات و چگونگیشان نزول آنها به دلیل کثرت و تعدد، خود به مقوله‌ای جداگانه احتیاج دارد. اما، چونعلی(ع)، تجلی کلام قرآن است و کلامش برترین واستوارترین ترجمان آن است،همانند قرآن است. قرآنی ناطق که مبین حق و معلم ایثار است.
آری! قرآن همراهعلی(ع) است تا فداکاری و جان نثاری او را در راه پیامبر(ص) توصیف کند، بلکه جاودانهکند و آن را همچون لوحی بر پیشانی تاریخ نصب کند که:
((
ومن الناس من یشرینفسه ابتغاء مر ضات الله، ان الله رؤوف بالعباد ))*6
((
و از مردم کسانیهستند که جان و نفسشان را درراه رضای خدا‌ می‌دهند و خداوند نسبت به بندگان مهرباناست. ))
ازعلی(ع) می‌گوید و وی را می‌‌ستاید تا نابخردان عالم از روی جهل ونادانی، گزاف و بیهوده نگویند.
قرآن در کلام علی(ع)، بهار دلها و نیکوترینگفتار است که باید از پرتو آن طلب هدایت کرد و برای سینه‌های دردمند طلب شفا کرد.
علی(ع) در سیمای قرآن، شخصیتی است که اطاعت از او همچون اطاعت از خدا وپیامبر لازم و واجب است.
علی(ع) با قرآن پیوندی ناگسستنی دارد چون قرآن باعلی(ع) پیوند خورده است و این دو در حدیث ثقلین، دو ثقل به یادگار مانده از پیامبرمی‌‌باشند که تا روز قیامت ازیکدیگر جدا نمی‌شوند. آری، ثمره این پیوند و

/ 0 نظر / 18 بازدید